
بیان حیدری : خبرنگار ریگا
«شوهرم میگوید طلاق نمیدهم؛ پس هیچ راهی ندارم»؛ واقعاً همینطور است؟
زن جوان روبهرویم نشسته بود. چند لحظه سکوت کرد و بعد گفت:
«شوهرم میگوید تا وقتی خودش نخواهد، من نمیتوانم طلاق بگیرم. واقعاً همینطور است؟»
این سؤال، شاید در ظاهر ساده باشد؛ اما پشت آن، سالها زندگی، اختلاف، نگرانی و گاهی تصمیمی سرنوشتساز قرار دارد.
به او نمیتوان فقط یک «بله» یا «خیر» گفت.
چون پاسخ حقوقی این است:
خیر؛ مخالفت شوهر، بهتنهایی به معنای بسته بودن تمام راههای قانونی برای زن نیست. اما زن نیز صرفاً با گفتن اینکه «دیگر نمیخواهم با همسرم زندگی کنم»، الزاماً نمیتواند حکم طلاق بگیرد.
فاصله میان این دو جمله، همان جایی است که قانون قرار گرفته است.
«طلاق نمیدهم» پایان راه نیست
یکی از باورهای رایج این است که طلاق اصولاً در اختیار مرد است و اگر شوهر رضایت ندهد، زن هیچ راهی برای پایان دادن به زندگی مشترک ندارد.
این برداشت کامل نیست.
ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی پس از اصلاحات قانونی، برای مرد و زن وضعیت یکسانی در درخواست طلاق ایجاد نکرده، اما صراحتاً مقرر کرده است که زن نیز در صورت وجود شرایط مقرر در مواد ۱۱۱۹، ۱۱۲۹ و ۱۱۳۰ قانون مدنی میتواند از دادگاه تقاضای طلاق کند.
پس سؤال اصلی دیگر این نیست که:
«شوهرم راضی هست یا نه؟»
بلکه باید پرسید:
«آیا برای درخواست طلاق، مبنای قانونی وجود دارد و آیا شرایط آن قابل اثبات است؟»
یکی از مهمترین راهها: عُسر و حَرَج
یکی از مهمترین مبانی درخواست طلاق از سوی زوجه، عسر و حرج است.
مطابق ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، اگر دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، زن میتواند از دادگاه تقاضای طلاق کند و در صورت اثبات عسر و حرج، دادگاه میتواند زوج را به طلاق اجبار کند و در صورت میسر نبودن اجبار، زوجه با اذن حاکم شرع طلاق داده میشود.
اما عسر و حرج دقیقاً یعنی چه؟
قانون آن را وضعیتی میداند که ادامه زندگی را برای زن با مشقت همراه کرده و تحمل آن را دشوار کند.
در تبصره ماده ۱۱۳۰، مواردی مانند ترک زندگی خانوادگی توسط زوج برای حداقل شش ماه متوالی یا نه ماه متناوب در یک سال بدون عذر موجه، اعتیاد مؤثر بر بنیان خانواده، محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر، ضرب و شتم یا سوءرفتار مستمر غیرقابل تحمل و برخی بیماریهای صعبالعلاج، در صورت احراز توسط دادگاه، از مصادیق عسر و حرج دانسته شدهاند. مهمتر اینکه خود قانون تصریح کرده این موارد مانع از احراز سایر مصادیق عسر و حرج توسط دادگاه نیستند.
این قسمت از قانون یک پیام مهم دارد:
عسر و حرج یک فهرست بسته و محدود نیست.
ممکن است شرایطی در زندگی مشترک وجود داشته باشد که دقیقاً با یکی از مثالهای ذکرشده در قانون منطبق نباشد، اما با توجه به اوضاع و احوال خاص زندگی، ادامه آن برای زن واقعاً مشقتبار و غیرقابل تحمل باشد.
در چنین شرایطی، تشخیص موضوع با دادگاه است.
اما یک نکته بسیار مهم؛ «واقعاً اتفاق افتادن» با «اثبات شدن» فرق دارد
اینجا یکی از مهمترین تفاوتهای زندگی واقعی و دادگاه آشکار میشود.
ممکن است زنی واقعاً تحت فشار باشد.
ممکن است رفتار همسرش واقعاً زندگی را برای او دشوار کرده باشد.
ممکن است سالها با مشکلی زندگی کرده باشد که برای خودش کاملاً روشن است.
اما در دادگاه، ادعا باید در قالب دلیل و قرینه قابل بررسی مطرح شود.
به همین دلیل در یک پرونده حقوقی، سؤال فقط این نیست که:
«چه اتفاقی افتاده؟»
بلکه باید پرسید:
«چه چیزی را میتوان اثبات کرد؟»
این دو سؤال گاهی سرنوشت یک پرونده را تغییر میدهند.
«من دیگر شوهرم را نمیخواهم» کافی است؟
این هم یکی از باورهای رایج است.
نارضایتی از زندگی مشترک، به خودی خود لزوماً به معنای تحقق عسر و حرج نیست.
زن ممکن است واقعاً از ادامه زندگی ناراضی باشد؛ اما دادگاه برای صدور حکم طلاق باید مبنای قانونی درخواست و شرایط آن را احراز کند.
بنابراین، اگر زنی به دلیل سوءرفتار، ترک زندگی، اعتیاد، ترک انفاق یا شرایط دیگری مدعی عسر و حرج است، باید بتواند وضعیت ادعایی خود را با ادله و قرائن مناسب اثبات کند.
در واقع، در بسیاری از پروندهها سؤال اساسی این نیست که:
«آیا این زن ناراضی است؟»
بلکه این است که:
«آیا ادامه این زندگی، با توجه به شرایط اثباتشده پرونده، برای او به مشقتی رسیده که قانون آن را عسر و حرج میداند؟»
عسر و حرج تنها راه نیست
ممکن است یک زن اصلاً در مسیر عسر و حرج قرار نداشته باشد، اما شرایط قانونی دیگری داشته باشد.
برای نمونه، ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی مقرر کرده است که در صورت استنکاف شوهر از پرداخت نفقه و عدم امکان اجرای حکم و الزام او به پرداخت نفقه، زن میتواند برای طلاق به دادگاه مراجعه کند؛ در صورت عجز شوهر از پرداخت نفقه نیز حکم ماده جاری است.
- امیر ابراهیمی
- کد خبر 29460
- بدون نظر
- پرینت




